سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
 
نگاهی به زندگی

بیژن زنگنه امروز (93/3/18) در مجلس حاضر شد تا درباره اقتصاد مقاومتی به نمایندگان توضیح داده و نگاه خود را نسبت به این مساله بیان کند. اما در اولین جملات خود به مساله ای اشاره کرد که عمق نگاه او و همفکرانش به مساله اقتصاد کشور را نشان می دهد.

وزیر نفت به نمایندگان گفت: اولین برنامه وزارت نفت در جهت اجرا و تحقق اقتصاد مقاومتی، برنامه برای افزایش ظرفیت تولید نفت خام است. البته ایشان تاکیده کرده است که نگاه وزارت نفت بیشتر به میادین مشترک است اما زنگنه در ادامه صحبت های خود گفت: تعهد می‌دهیم که در شرایط تحریم هم تا انتهای سال 1396 تولید نفت را به 5.7 میلیون بشکه در روز برسانیم.

 سوال این است که استحصال نفت خام و فروش آن چه تناسبی با اقتصاد مقاومتی دارد؟

این که یک ملت روزانه نزدیک به 6 میلیون بشکه نفت که سرمایه ملی آن محسوب می شود بیرون آورده و بفروشد و با آن ارتزاق کند چه ارتباطی با اقتصاد مقاومتی دارد؟

جالب اینجاست که سالهاست همه از اقتصاد بدون نفت سخن می گویند اما هم اکنون بین 60 تا 70 درصد بودجه کشور از فروش نفتی تامین می شود که ارزش آن از بطری های آب معدنی پایین تر آمده است.

ما نفت را بیرون می آوریم و به اقتصاد غربی تزریق می کنیم و بعد خوشحالیم که توانسته ایم روزانه نزدیک به 6 میلیون بشکه نفت استخراج کنیم . در واقع ما می خواهیم هر روز بیش از 30 میلیون لیتر نفت که سرمایه نسل های بعدی و اقتصاد آینده این کشور است بیرون آورده و به غربو شرق صادر کنیم آن هم با قیمتی که اگر بخواهیم به جای آن آب وارد کنیم متضرر شده ایم.

شعارهای اقتصاد بدون نفت در کدام فایل اداری هستند؟ چه کسی مسئول رسیدگی به این شعار دهان پرکن است؟

متاسفانه تمام دولت های ما در طول تاریخ بعد از کشف نفت اراده کم کردن فورش نفت و نگهداری آن برای نسل های بعدی را نداشته اند. آنها درگیر انتخابات و رای بوده اند و به همین دلیل ترجیح داده اند پول نفت را یا صرف خرید برنج هندی و سبد کالا کنند و یا به ترتیب دیگری کار را معطل نگه داشته و از نارضایتی مردم بکاهند.

یک نفر پاسخ بدهد که این نفت کی قرار است تمام شود؟ ما تا چند سال می توانیم نفت استخراج کرده و بفروشیم و با آن عوام الناس را راضی نگه داریم؟

واقعیتی که ما به مردم نمی گوییم این است که این نفت اولا سرمایه ماندگار نیست و خیلی زودتر از آنچه فکر می کنیم به پایان خواهد رسید و ثانیا هیچ دولتی پلو به دست آمده از فورش نفت را صرف ساخت زیربناهای تولیدی و اقتصادی کشور نکرده است.

ما نفت فروخته ایم و با آن حقوق کارمندانی را داده ایم که اگر سرکار هم نروند ضرری به اقتصاد کشور وارد نخواهد شد چرا که آنها حقوق خود را از تولید و چرخاندن اقتصاد کشور به دست نمی آورند بلکه این ما هستیم که نفت می فروشیم و حقوق آنها را می دهیم.

سالهاست که کسی به فکر کشاورزی این سرزمین نیست و هیچ کس پاسخ نمی دهد که چرا 70 درصد منابع آب کشور را هدر می دهیم و حاضر هم نیستیم درد آن را با آبیاری مدرن چاره کنیم.

می گوییم چرا دریاچه ارومیه خشک شد اما کسی به مردم آن منطقه نمی گوید که شماها با حفر هزاران چاه غیر مجاز باعث این خشکسالی شدید و هیچ مسئولی پاسخ نمی دهد که چرا جلوی حفر چاه های غیر مجاز را پیش از این نگرفت تا این مصیبت زیست محیطی بر سر دریاچه ارومیه نرود.

ما باید با مردم روراست باشیم حتی اگر در انتخابات آینده رای نیاوریم.

واقعیت این است که ما نفت می فروشیم و زندگی می کنیم . واقعیت این است که شمال کشور ما می تواند برنج کل خاورمیانه را تامین کند اما ما جنگ ها و مزارع را نابود می کنیم و ویلا می سازیم ولی نفت می فروشیم واز هند و پاکستان و اروگوئه برنج وارد می کنیم.

واقعیت این است که مزارع ما از بی آبی رو به نابودی هستند ولی ما جلوی حفر چاه های غیر مجاز را نمی گیریم و اجازه می دهیم ثروتمندان چاه کن همچنان به تخریب منابع کشور ادامه دهند و ان وقت ما نزدیک به 100 درصد روغن مورد نیاز خود را وارد می کنیم .

ما هر روز صبحانه کره وارداتی می خوریم ولی گاوداری ها و گوسفند داری هایمان در حال نابودی هستند و ما شیر خشک وارد می کنیم تا ماست و بستنی درست کرده و با مارک های مختلف به مردم بفروشیم.

چرا کسی حقیقت را به مردم نمی گوید؟

چرا شیرهای نفت را نمی بندیم و از بازوی خودمان نان نمی خوریم؟

پی نوشت: خیلی از نخبه های ما این روزها یا خواب هستند یا اساسا حواسشان به جای دیگری است که ان شاالله در فرصت بعدی درباره آنها خواهم نوشت. می خوام بگویم که خیلی ها که به نام نخبه می شناسیم تنها یک سخنران ساده سیاسی برای کسب آرای انتخاباتی هستند 




موضوع مطلب :


یکشنبه 93 خرداد 18 :: 3:27 عصر ::  نویسنده : مسعود بصیری    

درباره وبلاگ

آرشیو وبلاگ
لوگو

آمار وبلاگ
بازدید امروز: 6
بازدید دیروز: 6
کل بازدیدها: 148677