سفارش تبلیغ
تحریم المپیک لندن
نگاهی به زندگی

نگاهی به زندگی


این روزها تقریبا از همه کس می توان درباره امارات متحده عربی چیزهایی شنید چه آنکه خلیج فارس و جزیره ابوموسی هم راه تازه ای برای رسانه ها ایجاد کرده اند که به چنین گفت و شنودهایی دامن زده و تیترهای اول خود را به آن اختصاص دهند.


چندی پیش کتاب تازه ای را تمام کردم که تاریخ صفوی را با نگاهی به دولت عثمانی مرور می کرد .چگونگی شکل گیری حکومت قدرتمند صفویان در کنار ترکان عثمانی و در نهایت جنگهای طولانی و طاقت فرسای این دو دولت بزرگ مسلمان مدتها بود که توجه مرا به خود معطوف کرده بود .اما در نهایت پس مطالعه این تاریخ یک موضوع توجه شما را به خود معطوف خواهد داشت و آن پایان قدرتمندی این دو دولت مسلمان در نتیجه جنگهای طولانی آنها با یکدیگر


صفویان و عثمانها در واقع یکدیگر را نابود کردند و اتفاقا غربیها آتش بیار این معرکه شدند یا لااقل برای این جنگها به دولت عثمانی کمکهای زیادی کردند.


جنگهای صفویان و عثمانیان دو دولت بزرگ مسلمان را به کام نابودی کشاند و در انتهای آن دو کشور تقسیم شده به جای گذاشت و امروز اتفاقا آنچه بر سر ما می رود از تقسیم دولت عثمانی است.


قصد من در این مجال توجه به حق یا ناحق بودن دولتها نیست بلکه می خواهم به این نتیجه برسم که اتفاقا همیشه در پس جنگهای مسلمانان باید به دنبال رد پای استکبار بود.


جنگ عراق هم برای همین برپا شد.غرب به شدت صدام را تحریک می کرد تا با کمکهای روسیه ایران و خودش را تضعیف کند در حالی که همدلی دو دولت ایران و عراق می توانست گلوگاه نفتی جهان را به روی غرب ببندد و این همان چیزی بود که غربیها از آن می ترسیدند.


خوشبختانه این بار تنها یک دولت و آن هم دولت صدام از بین رفت و ما توانستیم از این رهگذر تکیه گاه استواری بر روی ایمان و ایتکاراتمان بسازیم اما بیایید فرض کنیم که صدام بی عقلی نکرده بود و به ایران حمله نکرده بود.ما را به عنوان یک کشور همسایه می پذیرفت و از سر دوستی رفتار می کرد.


معتقدم اتحاد ما و صدام با آن همه حماقت وی غیر ممکن بود اما اگر چنین شده بود الان شرایط منطقه به گونه دیگری بود.


غرب الان هم به دنبال همین بازی است و خلیج فارس تنها بهانه ای برای آشوب است .هر عاقلی می داند که امارات جرات حمله به ایران را ندارد و حتی خواب ابوموسی را هم نمی بیند اما غربیها مشغول تحریک عواطف ما و اعراب همسایه هستند.


ابوموسی جزو لاینفک ایران است و خلیج فارس هم همیشه فارس خواهد ماند و هیچ کس جرات به هم زدن این معادله را ندارد اما عده ای می خواهند این نمت برای خود کلاهی بدوزند.


اعراب حاشیه نشین خلیج فارس و حتی دیگر اعراب سرزمینهای دور هم به خوبی می دانند ایران برای آنها تهدیدی نیست اما غرب این را نمی خواهد و متاسفانه رسانه هم در دست آنهاست و همین امر موضوع قابل حل ابوموسی را تبدیل به یک جدال رسانه ای و خط ونشان خبری تبدیل کرده است.


آنچه مسلم است این که قصد من از این نوشته کاهش ارزش سرزمینی ایران نیست اما به نظرم می رسد بیش از آنچه باید به موضوعات حاشیه ای پرداخته ایم.


ما و اعراب سنی هر دو مسلمانیم,یک قبله داریم و یک پیامبر را می پرستیم و حتی ما به خلفای اهل سنت نیز احترام می گذاریم و بسیاری از آنها به امامان مورد قبول ما احترام می گذارند .یک کتبا داریم و یک خدا را می پرستیم.حال سوال اینجاست که حفظ دوستی با چنین مشترکات محکمی امکان پذیر نیست؟


ابوموسی جزو خاک ایران است و این را اماراتی ها هم خوب می دانند ولی درد جای دیگری است .


جالب اینجاست که مسیحیان و یهودیان و حتی لاییکها در غرب که هیچ وجه مشترکی ندارند و حتی در طول تاریخ بارها به قتل عام یکدیگر پرداخته اند امروز در کفر خود با هم متحدترند تا ما بر ایمان خود.


چرا کسی در میان اعراب به این نمی اندیشد که استکبار به دنبال برهم زدن دوستی ما و اعراب است؟آنها که در عراق ,افغانستان,مصر,سودان ,بحرین,یمن و حتی سوریه باخته اند چرا به دنبال سهم نداشته اعراب در ابوموسی هستند؟دلشان برای ابوموسی سوخته است یا اعراب؟


چندی پیش جزوه ای را می خواندم که درباره بی بی سی مطالبی را نوشته بود.در این جزوه آمده بود که این کمپانی خبری به مدیران رسانه های فارسی زبان خود دستور داده اند که حتما خلیج فارس را به همین نام بخوانند اما همین مدیران موظفند در رسانه های عرب زبان نام این خلیج را به صورت جعلی به کار ببرند.


چرا؟


چه کسی می خواهد به اعراب نامی جعلی را یادآوری کند؟و هدف آن چیست؟واقعیت این است که غربیها به دنبال تفرقه هستند و ما گاهی یادمان می رود.


خطاب من به اعراب است.شما چندین سال است که تلاش می کنید به برخی اختلافات دامن بزنید وبارها آن را آزموده اید .حال چرا یکبار از در دوستی پیش نمی آیید تا نتیجه آن را ببینید.


مراقب باشید نفت و بازار مصرف شما مورد طمع آمریکا و انگلیس است .این ثروت عظیم را فدای دشمنی با ایران نکنید.


رسانه های داخلی ما هم مراقب باشند که بیش از اندازه به موضوعات مختلف دامن نزنند.مشکل اصلی ما مسلمانان و همسایگانمان نیستند.مشکل غرب است.مشکل آمریکا و انگلیس هستند که اتفاقا نفسهای آنها که به نبض اقتصادیشان وابسته است به شماره افتاده است.بگذارید از این پیچ تاریخی که رهبر آنقلاب به آن اشاره کردند به راحتی عبور کنیم


مسعود بصیری


ارسال شده در توسط مسعود بصیری

الان دو راه داریم


اول این که پرچم سفید را بالا ببریم و کوتاه بیاییم


دوم این که مقاومت کنیم و راهمان را ادامه دهیم


100 سال بعد-کتاب تاریخ دبیرستان-درصورتی که راه اول را رفته باشیم


روزگاری در ایران حکومت شیعه قدرت گرفت و به امامت علی خامنه ای راه خود را میرفت.این کشور در عرصه های مختلف قدرتمند شده بود.جزو باشگاه هسته ای بود, جزو ده کشور تولید کننده موتور جت بود, جزو چند کشو دارنده نانو فناوری بود, نفت فراوان داشت, از واردات گندم بی نیاز شده بود, محصولات کشاورزی خود را صادر می کرد, رشد علمی آن یازده برابر متوسط رشد جهانی بود, شهرهایش آباد بودند و مردم گرفتاری جدی نداشتند , در مصر انقلاب شده بود, در سودان انقلاب شده بود, بحرین و یمن آشفته بودند و به سمت ایران حرکت کرده بودند و ... در عوض اروپا در بحران اقتصادی فرو رفته بود, یونان ورشکسته بود, آمریکا بدهکارترین کشور دنیا بود, ایتالیاو اسپانیا غرق مشکلات اقتصادی بودند, بحران اروپا بعد از جنگ جهانی دوم سابقه نداشت, نفرت عمومی از غرب افزایش یافته بود, عراق از سیطره آمریکا خارج شده بود, مرزهای ایران به کنار اسراییل رسیده بود و ...


ناگهان یک عده روشنفکر تصمیم به تخریب جایگاه رهبری گرفته و داد کردند که چاره ای جز کوتاه آمدن در برابر آمریکا نداریم.آنها پرچم سفید خود را بالا بردند و آمریکا که همه چیزش را از دست داده بود ناگهان همه چیز به نفعش تمام شد در حالی که بنا به گفته سیاستمدارن کهنه کار آمریکا نه تنها جرات حمله به ایران را نداشت بلکه حتی در نگهداری خودش نیز دچار مشکل شده بود اما ایران همه چیز را به نفع آمریکایی ها پیش برد و ترس برخی رجال متاثر از غرب و عافیت طلب که حال مقاومت نداشتند کار را به نفع آمریکا تمام کرد


 


100 سال بعد-کتاب تاریخ دبیرستان -در صورتی که راه مقاومت را رفته باشیم


و سرانجام بیش از سه دهه مقاومت مردم ایران غرب را که به شدت رد بحران فرو رفته بود دچار شکست سنگینی کرد .چین به قدرت اول جهان بدل شد و رشد اقتصادی اروپا به سمت آسیا چرخید.


اسراییل در بدترین شرایط قرار گرفت و عربستان بعد از چند سال حکومت خود را از دست داد و در یک انتخابات مردمی کار را به دولتمردان موافق ایران واگذار کرد.


فشار اقتصادی اروپا را از پا در آورد و چین با اشباع بازارها از کالای ارزان مردم جهان را به سمت کالای خود کشید.


ایران به قدرت اول منطقه بدل شد و کشورهای عربی به دلیل از دست دادن حامی قدیمی خود یعنی آمریکا راه تعامل با ایران را برگزیدند و ...


...


ما چاره ای جز مقاومت نداریم این تنها راه ما برای اعتلای این کشور است .


به چرند نویسان بالاترین و وبلاگ نویسان بی مغز کاری ندارم اما اگر کسی یک نمونه تاریخی به من نشان دهد که با کوتاه آمدن از موضع ضعف پیروز شده ایم همه حرفهایم را پس می گیرم.نه برای ایران که در هر کشور دیگری این را به من نشان دهد من حرفهایم را پس می گیرم.


واقعیت آن است که فقط نگران هستند که به وعده خداوند ایمان ندارند.اینها هم نه روشنفکرند و نه عاقل


من به اینها می گویم نابینایان حراف


 


ارسال شده در توسط مسعود بصیری